همسرم برگشت...
و حرفی زد که هنوز تو شوک هستم
نمیدونم اون آدم سابق نبود اروم و متین حرف میزد.
گفت میخوام حرف دلم رو بزنم بهم گفت من خیلی در حقت نامردی کردم..
هر چی دارم رو به نامت میزنم تا منو ببخشی...
برچسب:
نویسنده: پارسا نجفی
من دوست نداشتم روزی برسه که فقط گلایه کنم از زندگی. اما هر قدر تلاش میکنم بازم به صفر میرسم. از خیلی چیزا گذشتم. دلم مثل آسمون گرفته که فقط میخواد بباره. پیمان خیلی در حقم نا انصافی میکنه. خواسته های
برچسب:
نویسنده: پارسا نجفی
لااقل امروز که تعطیل هست برای من وقت بزاره.
اما رفت تا کارهای خواهر و مادرش رو انجام بده.
و من مثل همیشه باید تنهایی کارهام رو انجام بدم.
اگه من ناراحتش کنم هیچوقت کوتاه نمیاد و باید کلی التماسش کنم که ببخشه حتی اگه مقصر نباشم.
اما خانواده اش هر حرفی میزنن بهش حتی از خونه وسایلش رو هم گذاشتن بیرون اما بازم رفت کنارشون.
هیچی مثل اقبال نیست.
برچسب:
نویسنده: پارسا نجفی
اما اولویت همسرم من و بچه ام نیستم.
هر وقت برای من و خواهر همسرم مشکلی یا کاری پیش بیاد.
همسرم اول به خواهرش میرسه و وقتی کارای اون تموم شد بعدش میاد سراغ من.
من همیشه اولویت آخر بودم.
برچسب:
نویسنده: پارسا نجفی
با خودت میگی من دیگه هیچ آرزویی ندارم دیگه هیچ چیز برام اهمیت نداره اون موقع است که به اشکات پناه میبری میدونم خیلی بهت ظلم شده.
اما طاقت میاری ...
تا حالا میگفتم ته خط کجاست؟
ته خط یعنی چی؟
از خدا می
برچسب:
نویسنده: پارسا نجفی
برچسب:
نویسنده: پارسا نجفی
و تو یک روز می فهمیبعد از من هر که پرسیدعشق چیستبه دورها خیره می شوی وبا اشک خواهی گفتعشق به دوست داشتنم مشغول بود ومن ندیدمشآنقدر ندیدمشکه صدای سالهای دلتنگیم شدو آنروز من به دوست داشتنتمعروف خواهم ش
برچسب:
نویسنده: پارسا نجفی
هیچوقت دیروز رو فراموش نخواهم کرد.با هزار شوق گفتم امروز همسرم میاد خونه مون و اومدم خونه خودم خونه مادرم بودم چند روز که شهرمون نبود. .ای کاش نمیومدم.به خاطر خواهرش بازم منو فدا کرد.نه راه پیش دارم ن
برچسب:
نویسنده: پارسا نجفی